أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

24

فتوح البلدان ( فارسى )

ايشان پيروز شده در نجران اقامت گزيدند و بعد از آن مقام نيز كوچ كردند ، جز دسته‌يى از آنان كه به سببى همان جا بماندند . پس به مكه آمدند كه اهل آن از جرهم بودند و در بطن مر مقيم شدند . ثعلبة بن عمرو مزيقيا از قوم جرهم خواست كه زمينهاى هموار مكه را بديشان دهند و آنان امتناع ورزيدند . پس به جنگ دست يازيد تا بر آن اراضى چيره شد . لكن وى و قوم ازد آن مكان را آلوده و بيمار و زندگى را در آن سخت ديدند و پراكنده شدند . طايفه‌يى از آنان به عمان و جمعى به سراة و برخى به انبار و حيره و جماعتى ديگر به شام رفتند ، و جذع در اين باب گفت : اى مردم ازد ، هر زمان به سويى رفتيد جماعتى از شما بريده و بر جاى ماند ، چنان كه گويى دنباله‌هايى بر قوم عرب هستيد . از همين روى آنان كه در مكه ماندند خزاعه « 1 » نام گرفتند . ثعلبة بن عمرو مزيقيا و اولاد و من تبع وى به يثرب رفتند . ساكنان يثرب يهوديان بودند و ازديان خارج شهر اقامت گزيدند ، لكن شمار و قدرتشان افزون شد تا جايى كه يهود را برون رانده خود در آن وارد شدند و يهوديان خارج شهر منزل گزيدند . اوس و خزرج پسران حارثة بن ثعلبة بن عمرو مزيقيا بن عامرند و مادر آن دو ، قيله دختر ارقم بن عمرو بوده است كه گويند زنى غسانيه و از قوم ازد بوده ، و نيز گويند كه از طايفهء عذرى به شمار مىرفته است . اوس و خزرج پيش از اسلام وقائع و ايامى « 2 » داشتند

--> ( 1 ) . خزاعه به معنى تكهء بريده از چيزى است . ( 2 ) . وقائع جمع وقيعه و آن به معنى كارزار و حوادث جنگى است ، و ايام كه جمع يوم است در اين مقام به معنى روزهايى است كه طى آن نبردهاى مهمى رخ داده و آن روزها به نام همان جنگها شهرت يافته است .